به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سفیرافلاک، شهید «رحمتالله دهقان» اول اردیبهشت ۱۳۳۵، در روستای کرتیلان از توابع شهرستان ازنا به دنیا آمد. پدرش نعمتالله، کشاورز بود و مادرش حلیمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سیزدهم اسفند ۱۳۶۲، با سمت مسئول عملیات تیپ ۵۷ در تنگه چزابه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش را در شهرستان زادگاهش به خاک سپردند.
وصیتنامه شهید:
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه و اولئک هم الفائزون
آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند، آنها نزد خدا مقام والایی دارند و آنان بهخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.
الذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا. آنان که در راه ما بکوشند ما راه خویش را به آنان مینمایانیم.
بسم رب الشهدا و الصالحین
بهنام او که همه چیز من از اوست. بهنام او که زندگیام در جهت اوست و زنده به اویم و بهنامش که زندگی من به خاطر اوست و شدنم در جهت اوست. معشوق و معبود و مرادم اوست و اینجاست که میگویم خدا را شکر میکنم که سالها عمرم تا فرا رسیدن یومالله قرار داده شده و اکنون نیز یومالله دیگری است که یومالله حسین (ع) است و همان یومالله که در هزار و سیصد و چند سال پیش از این در میدان شهادت در آن فضای داغ و خونین کسی به فریادت نرسید و ندای تو را لبیک نگفت.
ما پیروانت در فضای گرم و خونین ایرانزمین دست مردانگی مشت کرده و ندای غریبی و تنهائیت را لبیک میگوئیم. حسین جان لبیک و ای اسلام لبیک و ای زاده حسین لبیک، ای پیشتاز و ای رهبر لبیک و این روش یک عاشق حقیقی است. باید اینگونه باشم که کار حسینی کردهایم و پرچم حسین را یاور گشتهایم و غیر از این یزیدی هستیم.
امید است که راه امام امت، خمینی کبیر را که راه حسین و انبیاء و صراط مستقیم است پیش گیریم و تا آخرین قطره خون هم از هیچ کوششی دریع ننمائیم. از درگاه خداوند بزرگ میخواهم که امام عزیز خمینی کبیر را تا فرج امام زمان (عج) حفظ کند.
باری دعا به جان هم یادتان نرود. من خواهشی که از ملت شهیدپرور ایران دارم این است که پشت امام را خالی نکنید و من از پدر و مادر و خواهران و برادرانم و خویشانم میخواهم که راه و خط امام را دنبال کنند و امیدوارم که راه من را فراموش نکنید.
تو ای همسر مهربان و باوفایم امیدوارم که برای من ناراحت نباشی، مرا حلال کنی و ببخشی. من همسر باوفایی برای تو نبودم. چه میشود کرد؟ خدمت در راه خداست و اسلام عزیزمان است و خمینی کبیر ابراهیم زمان یاور مستضعفان است. امیدوارم که همدیگر را در آن دنیا ملاقات کنیم و خواهش من از تو همسرم این است که یگانه فرزندم دختر عزیزم و جگرگوشهام لیلا را درست تربیت کنی و تحویل اسلام بدهی و همان راهی را که زینب گرامی رفت لیلا دختر من هم برود.
انتهای خبر/









