به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سلسلهنیوز»، اسفندیار باقری، کارشناس تاریخ و استاد دانشگاه نوشت: نفوذ فرهنگی و اطلاعاتی همواره یکی از ابزارهای قدرتهای استعماری برای تأمین منافع سیاسی و اقتصادی در کشورهای هدف بوده است.
در تاریخ معاصر ایران نیز نمونههایی از این شیوههای نفوذ در مناطق حساس و راهبردی، بهویژه نواحی نفتخیز جنوب، نقل شده که یکی از مشهورترین آنها به فعالیتهای فردی موسوم به «مستر جیکاک» بازمیگردد. نام او در برخی منابع تاریخی بهعنوان مأمور اطلاعاتی بریتانیا و مرتبط با شرکت نفت انگلیس و ایران مطرح شده و پیرامون شیوههای نفوذ وی روایتهای متعددی نقل شده است.
بر اساس این روایتها، جیکاک پیش از تثبیت جایگاه خود، سالها در میان عشایر بختیاری و مناطق جنوب ایران زندگی کرد و با آشنایی کامل با زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و باورهای مردم، توانست چهرهای نزدیک و مورد اعتماد از خود ارائه دهد.
همین شناخت عمیق از بافت اجتماعی منطقه، زمینه را برای حضور مؤثرتر و نفوذ تدریجی او در میان مردم فراهم ساخت؛ روشی که امروزه نیز از آن بهعنوان یکی از مهمترین اصول عملیات نفوذ فرهنگی و اجتماعی یاد میشود.
در برخی منابع آمده است که او برای جلب اعتماد عمومی، علاوه بر فراگیری متون دینی و فقهی، خود را فردی مذهبی معرفی میکرد و حتی در برخی محافل مذهبی حضور یافته و به اقامه نماز جماعت میپرداخت. گفته شده است وی با بهرهگیری از ترفندهایی که ظاهری خارقالعاده داشت، تلاش میکرد برای خود جایگاه معنوی و مذهبی ایجاد کند؛ اقداماتی که بعدها برخی از آنها بهعنوان شگردهای نمایشی و مبتنی بر ابزارهای ساده معرفی شدهاند.
از جمله روایتهای مشهور درباره فعالیتهای او، استفاده از وسایل و ابزارهایی است که در نگاه مردم بهعنوان کرامت یا معجزه تلقی میشد. نقل شده است که جفت شدن خودکار گیوهها با اشاره عصا، ایجاد آثار خاص بر روی شانه، استفاده از ریش مصنوعی نسوز یا تجهیز عصا به مدار ساده الکتریکی، از جمله شگردهایی بود که با هدف القای تواناییهای فراطبیعی و کسب اعتماد عمومی به کار گرفته میشد. هرچند درباره جزئیات این روایتها دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما وجه مشترک آنها بهرهگیری از ابزارهای روانی برای اثرگذاری بر افکار عمومی است.
در ادامه این روند، برخی روایتها از تلاش وی برای تشکیل جریان یا فرقهای در مناطق بختیاری، بویراحمد و خوزستان حکایت دارند؛ جریانی که گفته میشود با استفاده از آموزههای مذهبی و احساسات دینی مردم، زمینه جذب پیروان را فراهم میکرد.استفاده از منبر، وعظ، برگزاری مجالس مذهبی و بهرهبرداری از فضای اعتقادی جامعه، از جمله روشهایی بود که در این نقلها به آن اشاره شده است.
همزمان با اوجگیری نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز فعالیتهای منتسب به جیکاک گستردهتر توصیف شده است. بر اساس برخی گزارشها، او با استفاده از نفوذ اجتماعی خود تلاش میکرد مردم و عشایر مناطق نفتخیز را نسبت به موضوع ملی شدن صنعت نفت بیتفاوت یا بدبین کند و با طرح شعارها و القائات مختلف، افکار عمومی را از همراهی با این نهضت بازدارد. این رویکرد نشان میدهد که عملیات نفوذ فرهنگی میتواند در بزنگاههای سیاسی و اقتصادی، به ابزاری برای حفظ منافع قدرتهای خارجی تبدیل شود.
بررسی این روایتهای تاریخی، صرفنظر از میزان صحت یا اختلافنظر درباره برخی جزئیات آنها، یک واقعیت مهم را آشکار میکند؛ اینکه شناخت دقیق فرهنگ، باورها و ساختار اجتماعی جوامع، همواره یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ قدرتهای خارجی بوده است. تجربههای تاریخی نشان میدهد هرگاه آگاهی عمومی، بصیرت اجتماعی و شناخت صحیح مردم از شیوههای عملیات روانی و جنگ شناختی افزایش یافته، امکان موفقیت چنین پروژههایی به حداقل رسیده است.
از این منظر، ماجرای مستر جیکاک را میتوان فراتر از یک روایت تاریخی، نمونهای از الگوهای نفوذ نرم و جنگ ادراکی دانست؛ الگویی که بر پایه اعتمادسازی، سوءاستفاده از باورهای دینی، بهرهگیری از عملیات روانی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی شکل میگیرد. مطالعه این تجربه تاریخی، اهمیت هوشیاری فرهنگی و تقویت آگاهی عمومی را در برابر شیوههای نوین نفوذ و جنگ شناختی بیش از پیش نمایان میسازد.









