به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «سلسلهنیوز»، کاظم فلاح، تحلیلگر سیاسی و فعال رسانهای نوشت: در روزگار کنونی، رسانهها و فضای مجازی به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده افکار عمومی تبدیل شدهاند. بخش قابل توجهی از اخبار، اطلاعات، تحلیلها و حتی برداشت مردم از رویدادهای اجتماعی از طریق شبکههای اجتماعی، کانالها، پایگاههای خبری و رسانههای گوناگون دریافت میشود؛ ازاینرو، نحوه مواجهه با این حجم گسترده از اطلاعات، نقشی تعیینکننده در شکلگیری نگاه و قضاوت افراد نسبت به مسائل مختلف دارد.
با این حال، حضور گسترده اطلاعات در فضای مجازی به معنای صحت و اعتبار همه مطالب منتشرشده نیست. گاهی یک خبر تنها بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد، گاهی تصویر یا ویدئویی مربوط به زمان و مکان دیگری است و گاهی نیز تحلیلهای شخصی و جهتدار در قالب خبر منتشر میشوند. بنابراین، تشخیص واقعیت از اطلاعات ناقص، تحریفشده یا نادرست، به یکی از ضرورتهای مهم زندگی در عصر ارتباطات تبدیل شده است.
در کنار جنگهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، امروز مفهوم «جنگ روایتها» نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. در این میدان، جریانها و افراد میکوشند با استفاده از اخبار گزینشی، شایعات، تحلیلهای جهتدار و بزرگنمایی یا کوچکنمایی واقعیتها، افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند. هدف چنین اقداماتی میتواند ایجاد ترس، ناامیدی، بیاعتمادی، اختلاف، عصبانیت و دوقطبیسازی در جامعه باشد.
در چنین شرایطی، نخستین گام برای مقابله با جنگ روایتها، افزایش دقت و هوشیاری در دریافت اطلاعات است. هر فرد پیش از پذیرش یا بازنشر یک مطلب باید درباره منبع آن پرسش کند و ببیند اطلاعات منتشرشده از سوی یک رسانه معتبر و قابل اعتماد ارائه شده یا صرفاً در یک کانال، صفحه ناشناس و بدون هویت مشخص در حال انتشار است. شناخت منبع خبر، یکی از ابتداییترین و در عین حال مهمترین اصول سواد رسانهای محسوب میشود.
گام بعدی، توجه به اسناد و شواهد موجود در یک خبر است. بسیاری از مطالب فضای مجازی با تیترهای هیجانی و تحریککننده منتشر میشوند، اما در متن آنها نشانی از منبع مشخص، آمار معتبر یا سند قابل بررسی وجود ندارد. بنابراین، صرف مشاهده یک تیتر یا مطالعه بخشی از یک مطلب نمیتواند مبنای قضاوت قرار گیرد و لازم است پیش از پذیرش آن، اعتبار اطلاعات و شواهد پشتیبان مورد بررسی قرار گیرد.
یکی دیگر از اصول مهم سواد رسانهای، تفکیک «خبر» از «تحلیل» است. خبر، گزارشی از یک رویداد و واقعیتی مشخص است، در حالی که تحلیل، برداشت و تفسیر افراد از آن رویداد به شمار میرود. ممکن است یک تحلیل درست یا نادرست، منصفانه یا جانبدارانه باشد؛ بنابراین نباید هر تحلیل و تفسیری را بدون بررسی، حقیقت قطعی تلقی کرد. این تفکیک میتواند از بسیاری از برداشتهای نادرست و قضاوتهای عجولانه جلوگیری کند.
از سوی دیگر، باید نسبت به محتوایی که احساسات مخاطب را هدف قرار میدهد، حساس بود. برخی مطالب عمداً با هدف تحریک ترس، خشم، نگرانی یا هیجان تولید و منتشر میشوند تا مخاطب بدون فرصت کافی برای اندیشیدن، به سرعت واکنش نشان دهد. در چنین شرایطی، یک بازنشر عجولانه میتواند به گسترش شایعه، افزایش التهاب و تشویش در جامعه کمک کند؛ در حالی که اندکی درنگ و بررسی میتواند مانع انتشار بسیاری از اطلاعات نادرست شود.
شناخت واقعیت همچنین نیازمند بررسی روایتها و منابع مختلف است. اکتفا به یک منبع یا یک روایت، ممکن است تصویری ناقص از یک رویداد در اختیار مخاطب قرار دهد. مقایسه منابع، شنیدن دیدگاههای مختلف و بررسی اطلاعات از زوایای گوناگون، زمینه را برای شکلگیری قضاوتی منصفانهتر و واقعبینانهتر فراهم میکند. این رویکرد به معنای پذیرش همه روایتها نیست، بلکه به معنای تلاش برای شناخت دقیقتر واقعیت پیش از داوری است.
در این میان، سواد رسانهای صرفاً به معنای شناخت رسانهها یا توانایی استفاده از ابزارهای ارتباطی نیست، بلکه مجموعهای از مهارتهای فکری و رفتاری برای فهم، ارزیابی و تحلیل پیامهایی است که هر روز با آنها مواجه میشویم. فرد برخوردار از سواد رسانهای میداند چه محتوایی قابل اعتماد است، کدام اطلاعات نیازمند بررسی بیشتر است و چه مطالبی ممکن است با هدف جهتدهی به افکار عمومی یا ایجاد التهاب تولید شده باشند.
انسان آگاه، هر مطلبی را فوراً باور نمیکند و هر خبری را بیدرنگ بازنشر نمیدهد؛ بلکه میان دریافت اطلاعات و واکنش به آن، فرصتی برای بررسی و اندیشیدن ایجاد میکند. در این مسیر، حفظ آرامش و پرهیز از تصمیمگیری بر پایه احساسات لحظهای اهمیت فراوانی دارد، زیرا مسئولیتپذیری در فضای رسانهای تنها به تولید محتوا محدود نمیشود و هر کاربر در برابر مطالبی که منتشر و بازنشر میکند نیز مسئول است.
حفظ آرامش و انسجام اجتماعی نیز بخشی از همین مسئولیت عمومی است. هر شهروند میتواند با دقت در بازنشر مطالب، پرهیز از شایعهپراکنی، احترام به دیدگاههای متفاوت و گفتوگوی منطقی، در تقویت همدلی، امید و اعتماد عمومی نقش داشته باشد. جامعهای که اعضای آن از قدرت تحلیل و تفکر انتقادی برخوردار باشند، کمتر تحت تأثیر فضاسازی، تحریف واقعیت و التهابآفرینی قرار خواهد گرفت.
در نهایت، تقویت سواد رسانهای یکی از ضرورتهای جامعه امروز برای مواجهه آگاهانه با حجم گسترده اطلاعات و جنگ روایتهاست. هر اندازه شهروندان در دریافت، تحلیل و بازنشر اطلاعات دقیقتر و مسئولانهتر عمل کنند، امکان سوءاستفاده از فضای رسانهای برای ایجاد شایعه، اختلاف و بیاعتمادی کاهش خواهد یافت. بنابراین، باید پیش از باور کردن اندیشید، پیش از بازنشر کردن بررسی کرد و پیش از قضاوت، حقیقت را منصفانه جستوجو کرد.









